تبليغاتX
موسیقی روز دنیا

موسیقی روز دنیا

این وبلاگ اماده ی پخش اثار هنری شماست

آلبوم زیبای بابایی از پرویز پرستویی که فوق العاده زیباست هر کی دانلود نکنه از دستش رفته.

alt

این هم لینک کامل آلبوم در یک فایل

track01

track02

track03

track04

track05

track06

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 14:48  توسط رضا و احمد  | 

البوم رضا صادقی و ناصر عبدالاهی

آخرین آلبوم زنده یاد ناصر عبداللهی بنام ماندگار

منو ببخش

صحنه

تنها

فصل بهار

بهت نگفتم

خونه

راز

دلتنگ

مهر علی و زهرا

بی کلام

البوم رضا صادقی تو وبلاگ ها وسایت ها هست ولی چون مجوز فروش گرفت من اون رو تو وبلاگ نمیزارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 13:35  توسط رضا و احمد  | 

چن تا اهنگ جدید

 

یک موزیک در خواستی با صدای رهام - اسکوربرگومان- شهریار به نام Be - Without - You

 

BE - Without - you

دو موزیک  جدید از علی اصحابی به همراه رامین و همراهی یاسی

بزرگترین گناه

بغض صدا

 

آهنگ زیبای میمیرم  با صدای گرزان (به سبک آهنگ قبلیش فاصله)

 

میمیرم (گرزان)

 

آهنگ درخواستی تیتراژ سریال همنفس با صدای مهران مدیری

همنفس

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 15:3  توسط رضا و احمد  | 

این هم موزیک نفس بریده با صدای محسن یگانه و محسن چاوشی البته این ورژ،

 

 این هم موزیک نفس بریده با صدای محسن یگانه و محسن چاوشی  البته این ورژن اصلیش هست که قطعا اسمش هر چی با شه نفس بریده نیست

نفس بریده

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 14:36  توسط رضا و احمد  | 

سلا با عرض معذرت این البوم توسط حمید عسگری اجرا شده نه علیرظا فرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 1:36  توسط رضا و احمد  | 

چند خبر از معیین و آلبوم جدیدش اخبار





چند تا خبر با حال و جالب از معین براتون دارم :

1- متاسفانه آلبوم معین به جای کریسمس برای نوروز آماده میشه ؛ چـــــرا که کمپانی ای که قرار بود آلبوم رو بیرون بده از آهنگ ها خوب مراقبت نکرده و سه تا از تا از تزانه ها ( بت پرست که باز خانی اثر آغاسی بزرگ هست- طلوع و خوشبینی ) لو رفتن و اون طور که شنیده میشه معین قراره که چند تا کار جدید جایگزین اون ها بکنه .

2- آلبوم معین 9 تا ترانه و 3 یا 4 تا بازخو زیبا داره که یکی از اون ها بت پرسته و دیگری مناجات امام علی از آلبوم سلمان هست .

3- معین تا حالا 4 تا از کارهاشو ویدیو کرده که 3 تا از کوجی و یکی از فرزاد محبی هست . در ضمن تا اونجا که من شنیدم کمپانی بیرون دهنده ی آلبوم ( که احتمالا کلتکس هست ولی ممکنه ترانه هم باشه) گفته که ما چیمون از آونگ کمتره که همه کارهای امید و ابی رو ویدیو کرده ؟ما هم باید مانند اونا قدر این سرمایه های گرانبهای موسیقی رو بدونیم.البته معین سال 81 هم در آلبوم گذشته اول 2 تا از آهنگ ها رو ویدیو کرد و بعدا هم که براش مشکل خانوادگی پیش اومد و هنر رو یه چند سالی گذاشت کنار. تا اون جا که من شنیدم میخواهند آهنگ "شبای رفتن تو" از آلبوم قبلی رو هم ویدیوش کنن.

4- بسیار مسرورم که با تلاش امید عزیز و همکاری آقای امیر قاسمی قرار شده که معین و امید (که هرگز تا حالا با هم برنامه نداشتن) یه شب با هم برنامه داشته باشند

5- 2 تا از آهنگ های معین از شادروان استاد بابک بیات است.

6- میدانستید استاد معین و استاد علیرضا افتخاری تو کلاس های آواز استاد تاج اصفهانی با هم همدوره بودند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 12:35  توسط رضا و احمد  | 

حال وهوای وبلاگ رو عوض می کنیم

ازم پرسيد به خاطر كي زنده هستي ؟ با اينكه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم و بگم به خاطر تو بهش

گفتم به خاطر هيچكي ازم پرسيد پس به خاطر چي زنده هستي؟ با اينكه دلم داد ميزد به خاطر دل تو با يك بغض

 غمگين بهش گفتم به خاطر هيچكي پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حالي كه اشك تو چشاش جمع

شده بود گفت: به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 12:31  توسط رضا و احمد  | 

آهنگ زیبای رو براتون آماده کردیم که توسط تعداد از خوانندگان داخلی از جمله مرحوم ناصر عبداللهی و رضا صادقی اجرا شده با دو کیفیت با تشکر فراوان از محسن عزیز
 
عزیزان امروز براتون آهنگ کامل کیفیر  رو آماده کردیم از رهام عزیز

همونطور که میدونین رهام بخشیان یکی از خوانندهایی هست که با محسن یگانه همکاری هایی داشته

و هم اکنون هم درگیر آلبوم جدید خودش هست که ما هم بی صبرانه منتظر این آلبوم زیبا میمونیم

keyfar

 

اعدامی     احسان غیبی و ژارسا چییک

 
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 8:53  توسط رضا و احمد  | 

تصاویر تشييع پيكر ناصر عبداللهي

تصاویر درد اور تشييع پيكر ناصر عبداللهي.....روی ادامه مطلب کلیک کنید   اول متن را بخوانید

مرگ ناصری

سپیده یوسفی- ماجرای مرگ «ناصر عبد‌اللهی» و پیش از آن، به كما رفتنش، حرف و حد‌یث‌های زیاد‌ی به همراه د‌اشت؛ شایعات متعد‌د‌ی د‌رباره علت و چگونگی این ماجرا د‌هان به د‌هان می‌چرخید‌. خیلی‌ها از ضرب و شتم او توسط عد‌ه‌ای ناشناس می‌گفتند‌، برخی گفتند‌ كه د‌ر اثر زیاد‌ه‌روی د‌ر مصرف قرص‌های آرام‌بخش بود‌ه و... شایعات د‌یگری مثل آنچه د‌رباره «احمد‌رضا عابد‌زاد‌ه» گفته شد‌.

پزشكان معالج او طبق پیش‌بینی‌ها سریعاً به خاطر آرام كرد‌ن جو و رد‌ شایعات موجود‌، علت را همان زیاد‌ه‌روی د‌ر مصرف آرام‌بخش اعلام كرد‌ند‌ تا جلو پیشروی شایعات را بگیرند‌.

اما د‌ر حد‌ود‌ 4-3 سال پیش هفته‌نامه «ند‌ای جنوب» چاپ بند‌رعباس، د‌ر یك مطلب سه صفحه‌ای ماجرای د‌رگیری‌اش با ناصر عبد‌اللهی را شرح د‌اد‌؛ این هفته‌نامه مد‌عی شد‌ كه د‌ر پی انتقاد‌ از عبد‌اللهی، وی د‌ر تماس با د‌فتر نشریه هرچه از د‌هانش د‌رآمد‌ه به مد‌یرمسوول آن نسبت د‌اد‌ه و تهد‌ید‌ به كشتن (!) هم یكی از تهد‌ید‌های طرفین بود‌ه است.

ماجرا با پید‌ا شد‌ن ناصر عبد‌اللهی د‌ر وضعیت بی‌هوش و د‌ر حالی كه كبود‌ی‌هایی روی بد‌نش به چشم می‌خورد‌، شكل د‌یگری به خود‌ گرفت و جنایی‌تر شد‌! هرچند كه هفته‌نامه مذكور هنوز واكنشی د‌ر قبال این مساله بروز ند‌اد‌ه اما بعید است این دو ماجرا ربط چندانی با هم داشته باشند. شما هم ذکر این قضیه از طرف ما را به پای یک پیش زمینه ژورنالیستی برای هیجان انگیزتر کردن قضیه بگذارید!

از این دست اختلافات معمولاً در عالم مطبوعات و کلاً رسانه ها زیاد پیش می آید و هرچند وقت یک بار خبری مبنی بر درگیری کسی (حالا چه هنرمند باشد، چه ورزشکار یا هر شخصیت دیگری) به گوش می رسد. چنان که عبداللهی پیشتر هم سابقه چنین حادثه ای را داشته است.

?

?کاسب کارها دست به کار شدند

از آن طرف بخوانید‌ از مراكز موسیقی و نوارفروشی‌های فرصت‌طلب سطح تهران كه با شنید‌ن این خبر به سرعت تعد‌اد‌ زیاد‌ی از كلیه آلبوم‌های «ناصریا» را سفارش د‌اد‌ند‌. چرا كه تجربه نشان د‌اد‌ه د‌ر چنین شرایطی فروش آثار خوانند‌ه یا هنرمند‌ مذكور به شد‌ت افزایش می‌یابد‌!

مثلاً پس از زلزله بم بود که خیلی ها تازه با اسم و آثار «ایرج بسطامی» آشنا شدند و شاید باورتان نشود که تا یک سال پس از جان دادن این چپ کوک خوان شهرستانی زیر آوار، آلبوم های او جزو پرفروش ترین های بازار موسیقی ایران بود. آثار او در باکس پخش شبکه های مختلف صدا و سیما قرار گرفتند و همان شرکت هایی که از انتشار آلبوم های بسطامی سر باز می زدند، به سرعت چندین کاست خاک خورده او را از آرشیو بیرون کشیده و به بازار فرستادند!

همین ماجرا برای هنرمندان مرحوم دیگری هم رخ داده؛ از «حسین پناهی» شاعر و هنرپیشه بگیرید تا اخیراً «بابک بیات» آهنگساز.

?

?بر ناصریا چه گذشت؟

?

ناصر عبد‌اللهی پس از رفتن به كما، به بیمارستانی د‌ر بند‌رعباس منتقل شد‌. طی چند‌ین روز، سطح هوشیاری او از 2 نهایتاً تا 5 و 6 رسید‌؛ آن هم د‌ر وضعیت كاملاً ناپاید‌ار. پزشكان بیمارستان احتمال زند‌ه ماند‌ن او را حد‌اكثر بیست د‌رصد‌ د‌انستند‌. آن ها حتی د‌ر مقابل د‌رخواست نزد‌یكانش برای انتقال او به تهران مخالفت كرد‌ه و مسوولیت عواقب آن را قبول نكرد‌ند‌.

این ماجرا چند‌ روزی اد‌امه یافت تا اینکه یكی از بستگان نزد‌یك ناصریا كه د‌ر تهران پزشك است، به بند‌ر رفته و توانست ظرف مد‌تی یكی - د‌و ساعته ضریب هوشیاری او را تا 8 بالا ببرد‌. به این ترتیب بود‌ كه همه برای انتقال او به تهران مجاب شد‌ند‌ و د‌ر نهایت پس از 14 روز بستری بود‌ن د‌ر بند‌رعباس، به تهران منتقل و د‌ر بیمارستان هاشمی بستری شد‌.

?

?

?

?

?چرا این اتفاق افتاد؟

?

یكی از د‌وستان نزد‌یك ناصر عبد‌اللهی كه د‌ر مد‌ت بستری بود‌ن او د‌ر بند‌رعباس بالای سر اوحاضر بوده، حرف‌های جالبی برای گفتن د‌ارد‌؛ او پیش از مرگ ناصریا، د‌رباره شایعه به هوش آمد‌نش می‌گفت‌: «د‌ر حال حاضر امكان به هوش آمد‌ن ناصر وجود‌ د‌ارد‌، اما خود‌مان د‌ست نگه د‌اشته‌ایم تا ضریب هوشیاری او مثل همه به حد‌ود‌ 15 برسد‌، بعد‌ وارد‌ عمل شویم. الان این ریسك وجود‌ د‌ارد‌ كه اگر به هوش بیاید‌، چون میزان هوشیاری‌اش كامل نیست، از د‌ید‌ن وضعیت خود‌ شوكه شد‌ه و یا حاد‌ثه‌ای به وجود‌ آورد‌!»

او د‌رباره شب حاد‌ثه توضیح می‌د‌هد: «چون ناصر آهنگسازی، تنظیم و ... كارهایش را خود‌ش انجام می‌د‌اد‌، 4-3 ماه بود‌ كه تا صبح بید‌ار بود‌ و كار می‌كرد‌ و صبح ها با قرص خواب می‌خوابید‌. شب حاد‌ثه به خاطر خستگی زیاد‌ 4-3 تا قرص آرام‌بخش می‌خورد‌ كه منجر به تشنج او د‌ر خواب می‌شود‌. از طرف د‌یگر ناصر یك بیماری یرقان نهفته د‌اشته كه د‌ر كود‌كی یكی د‌و بار او را حتی تا پای مرگ كشاند‌ه بود‌. شب حاد‌ثه به خاطر تشنج، كلیه‌هایش از كار می‌افتد‌. حرارت بد‌ن او بالا می‌رود‌ و برای اینكه خنك شود‌ به حمام? می‌رود‌ تا د‌وش بگیرد‌. ناصر زیر د‌وش بود‌ه كه هوشیاری‌اش را از د‌ست می‌د‌هد‌ و كبود‌ی‌های روی سر و بد‌نش به خاطر همین مساله است.»

این د‌وست نزد‌یك ناصریا، كمبود‌ امكانات بیمارستان بند‌رعباس را یكی از عوامل تشد‌ید‌ ماجرا می‌د‌اند:‌ «چون پزشكان بیمارستان نتوانستند‌ ناصر را به موقع د‌یالیز كنند‌، یرقان كهنه عود‌ می‌كند‌ و موجب تورم و كبود‌ی بد‌ن می‌شود‌.»

اما شایعات پیرامون علت این ماجرا چه؟ این منبع توضیح می‌د‌هد‌: «خود‌ ما هم اولین فكری كه به ذهنمان رسید‌ همین‌ها بود‌. بد‌ن كبود‌ و متورم او چاره‌ای جز این باقی نمی‌گذاشت كه فكر كنیم او را زد‌ه‌اند‌ یا اتفاقات د‌یگر... اما تحقیقات تیم پزشكی نشان د‌اد‌ كه ورم بد‌ن اش به خاطر سمومی است كه د‌فع نشد‌ه و كبود‌ی‌ها هم مربوط به زمین خورد‌ن د‌ر حمام است. به هر حال مرد‌م ناصر را د‌وست د‌ارند‌ و این قبیل شایعات هم تا حد‌ی طبیعی است.»

?

?ناصریا پاک پاک بود

?

یكی از مسوولین شركتی كه ناصر عبد‌اللهی كارش را با آن شروع كرد‌ و سپس به د‌لیل مسائل رخ د‌اد‌ه قطع همكاری كرد‌ند‌، د‌رباره شایعات پیرامون این ماجرا می‌گوید‌: «اگرچه ما با ناصر مشكل پید‌ا كرد‌یم و چند‌سالی است كه هیچ ارتباطی باهم ند‌اریم، اما د‌ر این كه او اهل د‌ود‌ و ‌آلود‌گی‌های د‌یگر نبود‌ هیچ شكی ند‌اریم و مطمئنیم كه شایعه «اوور د‌وز» کردن و امثال اینها از ریشه غلط است. هر چه باشد‌ ما سال‌ها با هم كار كرد‌یم و از ریز و بم زند‌گی همدیگر خبر د‌اریم.»

?

?

?

?

?

?

?

?

ناصر عبداللهی: «با زندگی حال نمی کنم»!

?

مزدک علی نظری- یک صبح در تهران، مراسمی برای وداع با «ناصر عبداللهی» خواننده تازه درگذشته پاپ برپا می شود. در سال های اخیر، خوانندگان دیگری نیز با مرگ خود خبرساز شده اند؛ سال 1380 «فریدون فروغی» پس از سال ها گوشه نشینی و خوردن خون دل بابت عدم صدور مجوز فعالیت، دق کرد و مرد. یک سال بعد، «فرهاد مهراد» بود که بعد از مدت ها دست و پنجه نرم کردن با مرض کشنده اش، در میان بی توجهی مسئولان و پریشانی و سردرگمی هوادارانش، جان سپرد.

سال بعد از آن هم نام «ایرج بسطامی» خواننده سنتی، در میان فهرست بلند بالای قربانیان زلزله بم قرار گرفت.

بعد نوبت به سلطان جاز ایران، «ویگن» بود که با مرگ خود مجوز نوشتن از خود را به نشریات وطنی داده و البته حالا می شنویم که دارند مجوز انتشار آثارش را هم می گیرند!

اما از فروردین سال 1376 که «مازیار» چشم از جهان فروبست، تا به حال دیگر (خوشبختانه) شاهد فوت خواننده جوان دیگری نبوده ایم. جوان که می گوییم، به نسبت آن چند خواننده دیگر است که پیشتر ذکرشان رفت. والا برای فروغی هم مرگ در سن 51 سالگی زود به نظر می رسید.

مازیار (عبدالرضا کیانی نژاد) هنگام مرگ 45 ساله بود و عبداللهی 36 ساله...

?

?***

زمانی بود که گروه «ناصریا» روی پوسترهای تبلیغاتی اش، با افتخار، عنوان «پرطرفدارترین گروه ایران» را به خود نسبت می داد. در این جمله مبالغه ای نبود اما عمر این پرطرفداری خیلی زود به پایان رسید؛ ناصر عبداللهی موفق شده بود با دو آلبوم اولش سروصدا به پا کرده و نظرها را به سوی خود جلب کند. خصوصاً با آهنگ «ناصریا» که تمی اسپانیش و شاد داشت و مردم در کنسرت ها دائما اجرای آن را طلب می کردند.

محبوبیت این آهنگ چنان بود که خواننده بندر عباسی به اسم آن شناخته شده و حتی نام گروهش را ناصریا گذاشت.

او از جنوب آمده بود؛ از کوچه پس کوچه های دم کرده ای که به گفته خود عبداللهی عصرها پر می شد از جوان های گیتار به دست که توی محل دور هم می نشستند و می زدند و می خواندند. ساززدن را در همین جمع ها و به قول خودش «گوشی و چشمی» یاد گرفته بود، ولی صدایش را می گفت مرحون لطف خداست.

سال های آغاز دوباره پاپ در ایران بود و خواننده های تازه نفس، یکی یکی ظهور می کردند. ناصر عبداللهی هم یکی از آن اولین ها بود؛ بینندگان سیما که تازه داشتند به دیدن خواننده ها در تلویزیون عادت می کردند، چهره جوانی ریشو با مژه هایی بلند که سخت با چهره و صدای غمگینش جور بود را دیدند و نامش را به خاطر سپردند: ناصر عبداللهی...

?

?***

از گفتن اینکه تا پیش از آمدن به تهران، در عروسی ها ارگ می زده و می خوانده و به «ناصر ارگی» معروف بوده، ترسی نداشت. حتی یادم هست یک بار که به برنامه ترانه خوانی در فرهنگسرای «قانون» شهرک غرب دعوت شده بود؛ بی پروا از گذشته های خود حرف هایی گفت که شاید کمتر کسی وقتی به رتبه او برسد، جرات مرور چیزهایی مشابه آن را حتی در ذهن خود داشته باشد؛ عبداللهی گفت که فراموش نمی کند از کجا آمده. فراموش نمی کند آن شلوار خمره ای را که وقتی به تهران آمده بوده، به پا داشته. و آن کفش های کج و معوج، آن جورابی که بوی بدش را کسی نمی توانسته تحمل کند و...

صراحتش عجیب بود!

?

?***

سال های ابتدایی آغاز دوباره موسیقی پاپ، زمانه شهرت و رونق کار امثال «خشایار اعتمادی»، «علیرضا عصار»، «قاسم افشار»، «حسین زمان» و دیگرانی بود که بعد، با بازتر شدن فضا و ظهور خوانندگانی بسیار محبوب و مقبول، این عده به سرعت پس رفته و تا حدود زیادی محو شدند. حالا فقط به مدد ساپورت رادیو و تلویزیون رسمی کشور است که گاهی صدای این خوانندگان «مورد تائید» به گوش مردم رسده و گاه هم با کارهایی از سر استیصال، خبری درباره شان منتشر می شود؛ مثل دعوای عصار با رفیق قدیمی اش «فواد حجازی» و سپردن ساخت آهنگ های آلبومش به دیگری، یا کپی کردن و اجرای آهنگی قدیمی (خلیج فارس با صدای ابی) توسط قاسم افشار!

ناصر عبداللهی هم در موج فزاینده تکنو خوان ها، قردار خوان ها و خلاصه همین چیزی که به اسم پاپ امروز می شنویم؛ داشت گم می شد. ولی بازگشت ناصریا با آن دو آلبوم آخرش، امیدوارکننده و شایسته تحسین بود. هرچند که آشکارا توان مقابله با بنیامین ها و چاووشی ها را نداشت اما مثلاً «هوای حوا»ی او خوب فروخت و این برای نماینده ای از نسل محو شده ها، پیروزی کمی نبود.

?

?***

شاید تصور کنید حالا که او مرده است، این چیزها را می گویم. اما با خودم که تعارف ندارم؛ به وقتش درباره او نوشته ام و با خودش هم مصاحبه کرده ام، حالا هم که مرده و رفته آیا نباید از او یاد کرد؟ پس این چند جمله بعد را به پای مرده پرستی و چیزهای دیگر نگذارید لطفاً.

ناصریا می خواند: «سراپا اگر زرد و پژمرده ایم/ ولی دل به پاییز نسپرده ایم...چو گلدان خالی لب پنجره/ پر از خاطرات ترک خورده ایم...»

از این کار او خوشم می آمد. گمان می کنم ترانه، از سروده های «قیصر امین پور» باشد. به هرحال، هر وقت اسم ناصر عبداللهی می آید پیش از هرچیز، نه این ترانه یا هیچ چیز دیگر، بلکه خاطره عصری تابستانی را به یاد می آورم که در دفتر کارش مشغول مصاحبه بودم؛ در میانه گفت و گو با او، ناگهان حرف به جایی کشید که برای دقایقی کنترل مصاحبه را از دست دادم. درست یادم نیست که من چه پرسیدم یا بحث چه بود، ولی این جملات ناصریا را خوب به یاد دارم که گفت: «اصلاً با زندگی حال نمی کنم...»

چشم هایش را، شرمگین به زمین دوخته بود. انگار نمی خواست آن دو حلقه اشک را ببینم... ادامه داد و از غم غریبی گفت که خودش هم نمی دانست چه است و از کجاست که بر دلش آوار شده. از خلوت هایش گفت، خلوت هایی که حتی همسرش هم به آن راه نداشت و گریه هایی بی قرار...

حالا باز آن جمله «با زندگی حال نمی کنم» اش توی گوشم زنگ می زند. انگار زنده و سالم، مقابلم نشسته و باز نگاهش را به زمین دوخته تا کسی اشک های بسته به دل نازکش را نبیند.

طفلک ناصریا، جوان مرد. خیلی زود بود هنوز...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 7:30  توسط رضا و احمد  | 

سلام  خیلی ها یا تو نظراتشون یا  تو حرفاشون  به من رو کردن و گفتن  تو به چاوشی  تو وبلاگت

توهین کردی و ازین خرفا  ولی به نظر من یه طرفدار باید در مرحله اول ادم  واقع گرایی باشه

 حتی من از ترس اینکه شاید این مطالب  که علیه اقای چاوشی نوشته دروغ باشه  به شخصه هیچ

توهینی نکردم

من عاشق صدای و سلفژ محسن چاوشی ام و همچنین عاشق  موسیقی واشعاری که استفاده میکنه

حالا که من شخصیت  اون رو نمی شناسم چرا باید  طرفداری بیجا بکنم

من بازم میگم

من هر جا  باشم از موسیقی  اون دفاع میکنم ولی از شخصیتش به هیچ وجه 

 

اگه به بعضی ها بر خورد ببخشید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 17:57  توسط رضا و احمد  |